banner-Slogan

ورود
linkedin
بروزرسانی 23 آبان 1397 - 15:10

جعبهء سیاهِ غفلت !

جعبهء سیاهِ غفلت !

مصطفی خصالی

كارشناس- پژوهشگاه صنعت نفت

هنوززمان زیادی از حادثه رگ سفید در مناطق نفتخیز جنوب نگذشته بود و هنوز قلم را در ستایش حماسه آفرینی دلیر مردان نفتی که در هماوردی با غولی از آتش و حرارت که از دل زمین تنوره می کشید، زمین نگذاشته بودیم که آبهای اقیانوس آرام، عزیزترین فرزندان ایران زمین را چنان آرام و بی صدا در بستری از آب و آتش فرو برد که گویی هرگز آنجا گذرگاه نفتتکشی با 34 نفر سرنشین نبوده و در بهت و ناباوری، بار دیگر به جبر روزگار تن دهیم وبپذیریم که به روز ترین دانش بشری وپیشرفته ترین فناوریهای جهان ، هنوز در مقابله با دست تقدیر و قدرت لایزال طبیعت ناگزیر زانو می زنند و لحظه ای غفلت کنیم، در دل دریا چنان آتشی برپا می شود که از آن خاکستری هم برجا نخواهد ماند.

تا باز شدن گره مشکلات به جادوی جعبه سیاه سانچی، زمانی زیادی باقیست و تا آن زمان، رایزنی ها در ابعاد مختلف این حادثه بی شمار است. اما براستی حوادثی که جعبه سیاه ندارند و حرجی بر آنان نیست را چگونه باید علت یابی و چاره جویی کنیم ؟ جعبه سیاه زلزلهء کرمانشاه کجاست ؟ جعبه سیاه حادثه دلخراش پلاسکو را کجا باید جستجو کنیم ؟ راز مرگ خاموش روزانه بیش از 40 هموطن در جاده های کشور، خشکسالی ، انهدام جنگلها، ریزگردهای سرگردان در هوایی که در سینه فرو می بریم و دهها مشکل دیگر، درتاریکی کدام جعبهء سیاهِ بجوییم؟

وقتی کودک بودیم، وصل کردن نقاط شماره گذاری شده به یکدیگر ما را به تصویری از یک خرگوش، گربه یا چیزی شبیه آن می رساند و با این بهانه اعداد را بهترمی آموختیم. امروز وقتی نقاط پیدا و نهان حوادثی که از سر گذارندیم را کنار هم میچینیم و آنها را با مداد یا خودکاری به هم وصل می کنیم، به واژه ای می رسیم که سالهاست در میان انبوهی از سودجوئی ها و وجدانهای خاموش به فراموشی سپرده شده است. خرگوش و گربهء حکایت نامعلومِ حوادث و فجایع کشورما، واژهء از یاد رفتهء " استاندارد " است. استانداردهایی که منشا آنها علوم تجربی و رهیافت های بدست آمده در اعصار متوالی است، نه "ده فرمانی" که نازل شده باشد و فراگیری آن نیازمند کسب معرفت و آگاهی خاصی باشد . درواقع استانداردها مبتنی بر تجربه هستند و زمانی ایجاد می شوند که پدیده ای یا رویدادی به دفعات تکرار شده باشد و ما را به تعاریف مشخص، یا نسبتا مشخصی رسانده باشند. اما گاهی گویی تکرارِ پایان ناپذیرِ تجربیاتِ تلخ و گوناگون هم، اجابت کننده این معنی نیست که بالاخره باید روزی " استاندارد ها را بپذیریم " ، چه رسد به پرداختن مفهوم استاندار بعنوان عاملی حیاتی در دستیابی به توسعه پایدار! یعنی کشته شدن هزاران نفر سرنشینان خودروهای غیراستاندارد، در جاده های غیر استاندارد و رانندگی با شیوه های غیر استاندارد هم قرار نیست مارا به این نتیجه برساند که استانداردها مهم و حیاتی هستند. فروریختن صدها و هزاران خروار آواربر سر مردان و زنان و فرزندان ما در زلزله ای که در دنیا یک نفر هم کشته نمیدهد هم ما را به توجه و رعایت استانداردهای ساخت و ساز نمی رساند. حتی امروز که هفته ها از زلزله کرمانشاه می گذرد و زمین آرام گرفته، این سرماست که جان مردم را می لرزاند و این چادرها و کانکس های غیر استاندارد هستند که از مردم بی پناه قربانی می گیرند... آیا چه هزینهء بیشتری باید هوشیاری از دست رفته در برقراری نظم و قانون و استقرار الزامات استاندارد سازی در وجوه مختلف در زندگی ما به آگاهی برگردد.

به زبان ساده، استانداردها مجموعه ای از قوانین و مقرارتی هستند که برای تعیین سطح کیفی کالا یا خدمات با مشخصات مطلوب تدوین و اجرا می شوند. با همین تعبیر، بیشترین آسیب زنندگان به قوانین استاندارد، مجریانِ فاقد انگیزه، سهل انگار،فاقد صلاحیت و یا عواملی با انگیزه های نامشروع و نامتعارف هستند. آنان سودجویانی هستند که همواره ناآگاهی مصرف کننده برای آنها بیشترین فرصتها برای بهره گیری های غیر معمول را فراهم می کند. اما هرچند آفت استانداردسازی، نگاه کوتاه مدت، سودجویانه و یک جانبه ایست که در آن بیشترین زیان را مصرف کننده و بیشترین منعفت را تولید کننده یا ارائه دهنده خدمات درو می کنند، هوشیاری مصرف کننده در عدم استفاده کالا یا خدماتی که از استاندارد جهانی برخوردار نیستند، نقش تعیین کننده ای در عدم شکل گیری بازار کالا و خدمات غیر استاندارد دارد. در یک نگاه جامع و دوسویه، ما نیزمصرف کنندگانی غیر استاندارد هستیم که با استفاده کردن کالاها و خدمات غیر استاندارد، بر تنور تولید آن می دمیم و آنرا شعله ور تر می کنیم.

ما هرروز خانه های خود را روی گسل ها میسازیم و زیر سقف آن می رویم تا روزی بر سر ما آوار شود، خودروهای آلاینده شخصی و عمومی را میرانیم و هوای کشنده آن را در ریه های خود فرو می بریم تا هر روز دم و بازدم برای ما سنگین تر شود، مواد غذایی فاقد الزامات استاندارد تولید میکنیم و مصرف می کنیم تا بلای جانمان شود، جنگلها را نابود می کنیم تا بزرگترین منشا تولید اکسیژن از دی اکسی کربن و مهمترین منشا تنوع زیستی را به نابودی بکشانیم و الگوی مصرف آب، مایه حیات در زندگی ما تولید و مصرف بی رویه است... شاید یافتن پاسخی صریح و روشن به این سوال دشوار بنظر آید، اما به راستی در سیاهیِ کدام جعبهء غفلت و ناآگاهیِ پنهان و آشکارباید علت هزاران برابر خسارات جانی و مالی ناشی از فجایعی که روزمره اند و "جعبه سیاه" ندارند را جستجو کنیم ؟

تک وب دیزاین-قالب فارسی جوملا