banner-Slogan

ورود
telg
بروزرسانی 30 آبان 1396 - 09:25

برگ دوم: طراحي پايه واحد ايزومريزاسيون پالايشگاه امام خمينی(ره) شازند، راه اندازی اولين واحد تحت ليسانس ايراني در صنعت پالايش كشور

برگ دوم :

طراحي پايه واحد ايزومريزاسيون پالايشگاه امام خمينی(ره) شازند،

راه اندازی اولين واحد تحت ليسانس ايراني در صنعت پالايش كشور

علیرضا خالقي نسب در 6 فروردين 1336 در تهران متولد شد. وی ديپلم خود را در سال 1352 از دبيرستان خوارزمي دريافت و در همان سال با قبولي در رشته مهندسي شيمي و پتروشيمي وارد دانشگاه اميركبير كه در آن سال ها پلي تكنيك تهران نام داشت شد. دوران تحصيل ايشان در مقطع ليسانس به دليل اعتراضات دانشجویي در دوران قبل از انقلاب (يكسال و نيم) و به دليل انقلاب فرهنگي در دوران پس از انقلاب (يك سال و نيم) هفت سال به طول انجاميد.

خالقي نسب پس از طي دوران سربازي در تاريخ 29/4/64 به خانواده علمی پژوهشی پژوهشگاه صنعت نفت ملحق شد.

وی از سال 64 تاکنون افتخار مشاركت در انجام بيش از50 پروژه كه مهمترين آنها عبارتند از: "طراحي پايه واحد ايزومريزاسيون نفتا براي طرح توسعه پالايشگاه امام خميني شازند"اين واحد با ظرفيت توليد روزانه 1.350.000 ليتر هم اكنون در اين پالايشگاه درحال توليد بنزين مرغوب است، "طراحي مفهومي، پايه و تهيه اسناد مناقصه EPC واحد بازيافت گوگرد پالايشگاه گاز بيدبلند 1 به ظرفيت 160 تن در روز" را در پرونده کاری خود به ثبت رسانده است.

وی مشاركت در ثبت 4 پتنت در زمينه مواد افزودني روغن موتور را داشته و مقالات متعددي که در نشريات و سمينارهاي داخلی و خارجی به چاپ رسيده است را در کارنامه کاری خود دارد، كه از بين آنها مقاله  "شيرهاي كنترل" بعنوان مقاله برتر نشريه انجمن نفت برگزيده شده است.

دریافت لوح تقدير از "دومين همايش ملي توسعه فناوري در صنعت نفت، چالش ها و راه كارها" در سال 1383 براي ارائه مقاله-اي در زمينه انتقال تكنولوژي، كسب عنوان فناور برتر پژوهشگاه در سال 1389 و دريافت لوح تقدير از ششمين جشنواره پژوهش و فناوری وزارت نفت در سال 1393 از افتخارات ديگر ايشان است.

آنچه در ادامه می خوانید برگ دوم خاطرات ماندگار از زبان مهندس علیرضا خالقی نسب است.

در ابتداي ورودم به پژوهشگاه صنعت نفت در سال 1364 كه در آن سال ها مركز پژوهش و خدمات علمي ناميده مي شد براي مدت كوتاهي در واحد عمليات پايلوت و پس از آن به دستور ریيس وقت پژوهشگاه، آقاي دكتر مقدم به واحد ارزيابي نفت خام منتقل شدم. در اين واحد موفق به ساخت خشك كن رنگ شدم كه مورد تاييد شركت رنگ هاويلوكس قرار گرفت. پس از يك سال، واحد مهندسي فرآيند با تلاش تعدادي از مهندسان شيمي علاقه مند شكل گرفت و من به دعوت يكي از بنيان‌گذاران آن كه با هم در واحد ارزيابي نفت خام همكار بوديم به اين واحد منتقل شدم، بنابراين تمام دوران فعاليت اينجانب در پژوهشگاه به جز يك سال اول در واحد مهندسي فرآيند گذشته است.

واحد مهندسي فرآيند در ابتدا فقط در آرزوي طراحي واحدهاي نيمه صنعتي بود و گرايش به طراحي در مقياس صنعتي چندين سال بعد مطرح شد. اولين تلاش بنده در اين زمينه طراحي يك كوره حرارتي براي واحد عمليات پيلوت بود.

اين واحد مجهز به يك كوره حرارتي بود كه بيشتر براي توليد يك نوعي گريس مورد استفاده قرار مي‌گرفت. جايگزيني اين كوره با يك كوره دیگر با ظرفيت بيشتر، به واحد فرآيند و از آن طريق به اينجانب محول گرديد. اگرچه طراحي حرارتي كوره به انجام رسيد ولي به هر دليل ادامه كار محقق نشد.

اصولا انجام فعاليت اصيل در زمينه توسعه فرآيندهاي شيميايي نيازمند فعال شدن بخش هاي آزمايشگاهي است.

به اين ترتيب كه نتايج تحقيقات آزمايشگاهي ابتدا در مقياس نيمه صنعتي تست و نتايج آن مورد بررسي قرار مي گيرد و در صورت نقص اطلاعات و نياز به انجام تحقيقات بيشتر، كار در مقياس آزمايشگاهي تكرار مي شود و اين رفت و آمد آنقدر ادامه مي‌يابد تا مجموعه كاملي از اطلاعات لازم براي طراحي در مقياس صنعتي فراهم گردد.

البته يكي از فعاليت هايي كه در اين دوره مورد نياز است بررسي اقتصادي است؛ به اين معنا كه با اصلاح ساختار فرآيند و يا بهبود عملكرد ادوات و خصوصا مواد اوليه و كاتاليست، فرآيند مورد نظر اقتصادي و يا به عبارت ديگر براي سرمايه گذاري جذاب مي شود. از اواسط دهه 60 تا انتهاي دهه70 زنجيره تحقيق و توسعه در پژوهشگاه شكل مطلوبي نداشت، البته هنوز هم اين زنجيره شكل حرفه اي به خود نگرفته است.

بازگشت به خاطرات تلخ گذشته مي كنم و زماني را به ياد مي آورم كه مديران بخش هاي تحقيقاتي/ آزمايشگاهي مدعي تحقيقات نيمه صنعتي بودند و حاضر نمي شدند نتايج تحقيقات شان را در اختيار واحدهاي مهندسي قرار دهند و كار به اختلاف كشيده مي شد و بعضا با وساطت مديران ارشد مجبور به همكاري مي شدند. بعدها با توسعه واحدهاي مهندسي و تشكيل پژوهشكده مهندسي و هدايت آن به طرف همكاري با شركت هاي خارجي كه از طريق همكاري با پژوهشگاه به دنبال ورود به پروژه هاي صنعت نفت بودند، فعاليت هاي توسعه اي وارد مرحله جديدي شد.

خوشبختانه به تدريج مفهوم توسعه فرآيند بين پژوهش گران عمق بيشتري يافت و با تزريق نيروهاي مهندسي در پژوهشكده‌هاي مختلف زمينه فعاليت پژوهشگاه در توليد فناوري ارتقا پيدا كرد.

از نمونه هاي موفق در زمينه همكاري پژوهشگاه با شركت هاي خارجي مي توان به تفاهم نامه همكاري پژوهشگاه و شركت ملي مهندسي و ساختمان نفت ايران با شركت Sud-chemie آلمان اشاره كرد. اين تفاهم نامه در سال 1380به امضا رسيد و قرار شد در قالب آن شركت آلماني اطلاعات مربوط به كاتاليست مورد استفاده در فرآيند ايزومريزاسيون را در اختيار پژوهشگاه قرار دهد و در بازاريابي و توسعه واحدهاي ايزومريزاسيون در ايران مشاركت نمايد.

پيگيري هاي لازم براي انجام هماهنگي ها و رسيدن به متن اوليه تفاهم نامه توسط خانم آزيتا ع. حسيني انجام و هنگامي كه ايشان براي ادامه تحصيل راهي آمريكا شدند به دستور ریيس پژوهشگاه ادامه كار به اينجانب محول گرديد.

خوشبختانه با هماهنگي هاي بعدي متن نهایي تفاهم نامه آماده و به امضا رسيد. متعاقب آن پروژه واگذاري ليسانس و طراحي پايه واحد ايزومريزاسيون پالايشگاه امام خميني (ره) شازند به ظرفيت 8500 بشكه درروز قالب يك قرارداد با شركت ملي مهندسي و ساختمان نفت ايران به امضا و انجام آن عملا از ابتداي مهر 1383 آغاز شد.

يكي از اهداف مهم طرح هاي توسعه پالايشگاه هاي كشور ارتقا كيفيت فرآورده هاي نفتي به سطح استاندارد يورو 5 بود. دستيابي به اين سطح از مرغوبيت براي بنزين مستلزم آن است كه 1- تركيبات سرب دار براي افزايش عدد اكتان استفاده نشود. 2- درصد تركيبات حلقوي (آروماتيك) تا سطح معيني كاهش يابد 3- ميزان بنزن حداكثر به 1 درصد تقليل يابد 4- درصد استفاده از MTBE محدود شود.

رسيدن به اين اهداف در گرو احداث واحدهاي ايزومريزاسيون نفتا در پالايشگاه هاست، زيرا محصول اين فرآيند كه جزیي از سبد بنزين است نسبت به خوراك آن (كه قبل از اجراي طرح هاي توسعه پالايشگاه ها مستقيما به سبد بنزين اضافه مي شد) عدد اكتان بسيار بالاتري دارد و به علاوه فاقد هرگونه تركيبات حلقوي و بنزن است، بنابراين مي تواند به افزايش مرغوبيت بنزين تا سطح مورد انتظار استاندارد يورو 5 كمك شاياني کند.

طراحي پايه واحد ايزومريزاسيون پالايشگاه امام خميني(ره) با چند چالش جدي روبرو بود. چالش اول اينكه بعد از انجام تست-هاي راكتوري آن هم در مقياس بسيار كوچك مي بايست بدون عمليات نيمه صنعتي نتايج به مقياس صنعتي منتقل مي شد، يعني از راكتوري به ظرفيت چند گرم كاتاليست به راكتوري صنعتي به ظرفيت ده ها تن كاتاليست. اين چالش تا حدودي با مساعدت شركت Sud-Chemie مرتفع گرديد.

چالش دوم تجربه محدود مجريان پروژه در طراحي واحدهاي صنعتي بود. اما به هرحال چاره اي نبود جز اينكه با توكل به خدا و استفاده از حداكثر توان به تعهدات قراردادي عمل كنيم. در آن زمان آقاي مهندس علي اصغر صالحي مدير طرح توسعه پالايشگاه امام خميني(ره) بودند كه جا دارد به دليل حمايت هاي بي دريغ و راهنمايي هاي ايشان در طول پروژه تشكر كرده براي ايشان آرزوي سلامتي و طول عمر بنمايم.

پروژه مي بايست طي 6 ماه انجام مي شد كه به لطف خدا با يك ماه تمديد ظرف 7 ماه به اتمام رسيد و اين از جهت اجراي تعهدات قراردادي در پژوهشگاه بي نظير و حداقل كم نظير بود. سخت ترين لحظات در طول اجراي پروژه زماني بود كه مي بايست در دفتر شركت JGC ژاپن (مشاور طرح توسعه پالايشگاه) در مقابل كارشناسان زبده آن شركت از آنچه طراحي كرده بوديم دفاع مي كرديم. در اين جلسات نماينده كارفرما كه در دفتر مشاور مستقر بود هم شركت مي كرد. يكي از تلخ ترين خاطرات اين جلسات نحوه برخورد اين نماينده با كارشناسان پژوهشگاه بود. ايشان حتي يك بار هم برخورد دلگرم كننده اي نداشتند و هيچ صحبت تشويق آميزي كه تيم طراحي را اميدوار به ادامه كار كند، از ايشان شنيده نشد و برعكس در جهت نا اميد كردن كارشناسان پژوهشگاه تلاش مي كردند. علي رغم تمام مشكلات با دقت فراوان كار را پيش برديم. زيرا علاوه بر اينكه به لحاظ شخصي بسيار نگران بازتاب هاي منفي ناشي از شكست پروژه بودم، انجام درست و به موقع كار را موجب جلب اعتماد كارفرما نسبت به پژوهشگاه تلقي مي كردم و دلم مي خواست اين پروژه سنگ بناي محكمي براي همكاري هاي آينده باشد. به اين منظور مداركي كه با زحمت زياد توسط همكارانم تهيه مي شد به منزل مي بردم و هر قدر زمان لازم داشت (گاهي تا 5 صبح) يكي يكي بررسي و نظراتم را روي آن منعكس مي كردم. همكاران محترم و تلاشگر پروژه حتي در تعطيلات نوروز 1384 نيز به اداره آمدند و در محيطي بسيار گرم و با احساس مسئوليت فوق العاده كارها را به موقع پيش بردند. يكي از شيرين ترين لحظات عمر كاري بنده زماني بود كه شركت JGC با ارسال ايميل تمام مدارك پروژه را تأييد كردند. خاطره بسيار شيرين ديگر برگزاري خودجوش جشن پايان پروژه توسط همكاران پروژه و اهدا يك تابلو و لوح تقدير به اينجانب بود. در اين لوح كه آنرا براي هميشه حفظ خواهم كرد همكارانم هر كدام به سليقه خود نسبت به بنده ابراز محبت كردند.

در طول سال هاي اجراي قرارداد EPC نيز همكاري مجريان پروژه با شركت مهندسان مشاور سازه در قالب مكاتبات فني و با شركت در جلسات هماهنگي ادامه يافت تا اينكه پس از اتمام عمليات خريد و احداث، واحد ايزومريزاسيون در سال 1390 با نظارت كارشناسان پژوهشگاه بدون هيچ گونه حادثه اي با موفقيت راه اندازي شد و به اين ترتيب طراحي، احداث و راه اندازي اولين واحد تحت ليسانس ايراني در صنعت پالايش كشور به سرانجام رسيد، صنعتي كه قدمت آن به سال 1907 باز مي گردد.

 

 

 

 

آخرین ویرایش دریکشنبه, 18 مهر 1395 ساعت 18:16
تک وب دیزاین-قالب فارسی جوملا