banner-Slogan

ورود
linkedin
بروزرسانی 13 آذر 1398 - 21:05

نحوه تعامل افراد درون یک سازمان

    کد خبر: RIPI- 11989
  • منتشرشده در فرهنگی

نحوه تعامل افراد درون یک سازمان

قبل از ورود به بحث رفتار سازماني، بهتر است ابتدا آن را تعريف کنيم. به بيان ساده رفتار سازماني، نحوه تعامل افراد درون يک سازمان را بررسي مي کند.  از آنجا که در رفتار سازماني قرار است تعامل افراد با يکديگر بررسي شود، شايد در نگاه اول ساده معنا شود، در حالي که بسيار پيچيده است و در برخي مواقع نيز تحليل برخي رفتارها غير ممکن به نظر مي رسد، زيرا انسان ها رفتارهاي متفاوتي در مکان هاي مختلف و در فرهنگ هاي متفاوت از خود بروز مي دهند. مثلا رفتار يک فرد در منزل با رفتارش در اجتماع و محيط کار متفاوت است؛ بنابراين براي بررسي و تحليل رفتار سازماني بايد به علوم مختلفي مثل روان شناسي و علوم اجتماعي نيم نگاهي داشت.

کارکردهای رفتار سازمانی

کارکردهای اصلی رفتار سازمانی در سه بعد بررسی می شود:

- بعد فردی

- بعد گروهی

- بعد سازمانی

در بعد فردی، تاثیر شخصیت افراد بر رفتار او، در بعد گروهی تاثیر شخصیت فرد در تعاملات در گروه و تیم مورد بررسی قرار می گیرد و در نهایت نیز در بعد سازمانی تاثیراتی که فرهنگ سازمانی بر رفتار افراد می گذارد، بررسی و تحلیل می شود.

اهمیت رفتار

از آنجا که موفقیت سازمان ها در گرو همکاری تیم های کاری آنهاست، می توان گفت که این منابع انسانی است که سرنوشت و آینده یک سازمان را رقم می زند، به همین دلیل هم تشکیل تیم های قدرتمند در سازمان ها از اهمیت زیادی برخوردار است.

با تشکیل تیم و مشخص شدن هدف، مدیر با چالش های زیادی از جمله مدیریت افراد با طرز فکرهای متفاوت، شخصیت ها و فرهنگ اجتماعی مختلف مواجه خواهد شد؛ بنابراین مدیر برای دستیابی به حداکثر کارایی تیم خود باید اهمیت رفتار سازمانی را درک و به آن توجه کند.

اهداف

مدیران در درجه اول باید بیاموزند چه افرادی را دور هم جمع و استخدام کنند تا یک تیم قوی تشکیل دهند. در مرحله دوم، مدیر باید بداند با افرادی که دور هم جمع کرده است،  چطور رفتار کند و چگونه کنترل و هدایتشان را به عهده بگیرد. بر اساس این اهداف رفتار سازمانی، مدیران به یادگیری دانش رفتار سازمانی اقدام می کنند.

رفتار سازمانی و تاثیر آن از فرهنگ

مجموعه ای از ارزش ها، باورها، روش های فکری و.. را فرهنگ سازمانی می گویند که در بین اعضای سازمان مشترک هستند و از طرف اعضای جدید نیز به عنوان روش های صحیح انجام کار پذیرفته می شوند و افراد طبق آن رفتار می کنند. فرهنگ سازمانی هم بعد دیگر رفتار سازمانی است که یکی از تاثیرگذارترین عوامل موثر بر رفتار سازمانی به شمار می رود. فرهنگ سازمانی در واقع راهنمای اصلی رفتار افراد و گروه هاست. افراد جدیدی که وارد سازمان می شوند، هم از فرهنگ سازمانی تاثیر می گیرند.  فرهنگ سازمانی نشات گرفته از رفتار مدیران و موسسان سازمان هاست که به سادگی می توان اثرات رفتار آنها را در تمامی سازمان مشاهده کرد. در واقع باید گفت فرهنگ سازمانی، سایه ای از افکار و شخصیت مدیر آن سازمان است.

بعد فردی

یکی از ابعاد رفتار سازمانی، تاثیر شخصیت خود فرد بر نوع رفتار وی در سازمان است. می توان گفت شخصیت فرد به نوبه خود بسیاری از تفاوت های رفتاری افراد در سازمان را توجیه می کند. اینکه فرد درون گرا باشد یا برون گرا به سادگی بخشی از رفتارها و نوع تعاملات فرد در سازمان را توجیه می کند. اینکه گوشه گیر باشد یا فردی فعال، برتری طلب باشد یا مهرطلب، بر نوع رفتار فرد تاثیرگذارند؛ بنابراین مدیر یک مجموعه باید این توانایی را داشته باشد که محیطی مناسب برای تعامل سازنده افراد با شخصیت های مختلف ایجاد کند. اتفاقی که می تواند یک محیط پویا و امیدبخش را برای افراد بسازد، به طوری که افراد با اخلاق و رفتارهای متفاوت بتوانند در آن به بهترین شکل ممکن فعالیت کنند و به حداکثر کارایی خود دست یابند.

ارزش ها

توجه به ارزش ها در بعد فردی افراد اهمیت زیادی دارد. ارزش های فردی برای افراد بسیار حائز اهمیت است و عملکرد و رفتار آنها با این ارزش ها همسویی دارد. ارزش های فردی در طول زمان و بر اساس کسب تجربه شکل می گیرند که در هر نسلی متفاوتند. به طور مثال ارزش های افراد دهه  شصتی با دهه هفتادی کاملا تفاوت دارد؛ موضوعی که به خوبی می توان آن را در جامعه دید.

آنچه مدیران باید مدنظر قرار دهند، این است که افراد همیشه مایل به انجام کاری هستند که با ارزش هایشان همخوانی داشته باشد؛ به همین دلیل، توجه به  همخوانی ارزش های افراد با سازمان و شغل بسیار حیاتی و مهم است.

همخوانی ارزش ها از دو بعد بررسی می شود:

همخوانی ارزش های فرد با سازمان

2همخوانی ارزش های فرد با شغل

همخوانی ارزش های فرد با سازمان به شرایطی گفته می شود که ارزش های فرد با ارزش های سازمان همخوانی داشته باشد. همخوانی ارزش های فرد با شغل یعنی ارزش های شخصی فرد با ارزش های موجود در شغل همسو باشد. به عنوان مثال، شما نمی توانید فردی را که آموزش به دیگران جزو ارزش هایش نیست، برای شغل معلمی برگزینید. همخوانی ارزش های فرد با ارزش های سازمان از اولویت بالاتری نسبت به همخوانی ارزش فردی و شغل برخوردار است. در واقع نباید از فردی که ارزش هایش با تیم و سازمانتان همخوانی ندارد، استفاده کنید، حتی اگر ارزش های سازمانی تان با ارزش های او همسو باشد. توجه  نکردن به این موضوع، نتیجه خوبی برای سازمان ها دربرنخواهد داشت و باعث ایجاد تنش و چالش های بسیاری می شود که باید با مدیریت درست از رخ دادن چنین اتفاقاتی جلوگیری کرد.

آثار محیط   بر رفتار سازمانی

درک ما از محیط اطراف در نوع رفتاری که از خود بروز می دهیم، تاثیر زیادی دارد. البته باید گفت این بدان معنا نیست که درک ما از محیط کاملا صحیح و منطقی است. در بسیاری از مواقع شواهد و ظواهر را بررسی می کنیم و پس از آن، عمق موضوع را بر اساس همین شناخت سطحی مان تخمین می زنیم؛ بنابراین درک ما از محیط مان سطحی است و ما را دچار توهم می کند، پس رفتارهایی را که هم بروز می دهیم، نمی توانیم بگوییم که دقیق است.در محیط کار خود شواهدی را که می بینیم، تعمیم می دهیم. برداشت هایی که بستگی به سازمانی دارد که در آن مشغول به کار هستیم. ما افراد را در مقایسه با کسان دیگری که در سازمان هستند، ارزیابی و سپس براساس شواهد خود نتیجه گیری می کنیم.بر همین اساس، محیط کار سازمانی که فرد در آن کار می کند، بر رفتار سازمانی اش تاثیر می گذارد. این خود دلیل خوبی است که مدیران توجه ویژه ای به محیط کاری افراد داشته باشند.

آخرین ویرایش دریکشنبه, 13 مرداد 1398 10:34
تک وب دیزاین-قالب فارسی جوملا